من روزه گرفتن دوست دارم ،شاید انتظار روزه مسنحبی گرفتن فقط در دید عوام برای دختران چادری باشه
اما من چادری نیستم و دختری امروزی ام با حفظ ارزش هام (البته دوست چادری دارم و چادری بودن واسم قابل احترامه)
فردا درواقع امروز جمعه 27 مرداد ماه روز دحور الارض نیت روزه گرفتم.
شب بخیرگفتم واومدم اتاقم که متوجه شدم مامان با داداشم تلفنی صحبت میکنه
در اتاق باز کردم ، ایستادم کنار در
متوجه شدم واسه ناهار جمعه و خونه باغ رفتن برنامه ریزی میکنن
منم گفتم مامان من فردام روزه ام اما شما برین
مامان تلفن به دست گفت:نه نمیشه کجا بریم؟؟
بابا که درحال تماشای تی وی بود گفت :بهامین روزه واسه چی؟؟
من:بابا نذر کردم و نیت فردا دحور الارض
وهردو گفتن نه باغ کنسل
خلاصه با اصرار من قرار شد مامان اینا برن خونه باغ و رضایت به این شرط که مامان افطار من را آماده کنن :)
دوست نداشتم برنامه ریزی آنها خراب بشه
+خدایا شکرت واسه همه چی واسه سلامتی پدر ومادرم
+مقاله ام در حد چکیده باقی مونده اما باید مقدمه بنویسم و بفرسم واسه اکسپت
+دوست دارم آزمون امسال جز قبولی ها باشم.یعنی میشه؟؟؟
+شبتون قشنگ
برچسب:
نویسنده: هستی قنبریپور