زندگی یه هدیه خیلی قشنگه که خدا به ما داده و فقط یه بار می تونیم از این هدیه که در اختیار داریم استفاده کنیم.روزا می گذره ،درست مثل اینکه ساعت شنی واسمون برگردونده شده .آیا دوست داریم روزامون رنگ غم بگیره؟؟یا شادی؟؟
خیلی سخت زمانی برسه که بشینیم و زانوی غم بغل کنیم و حسرت روزای سپری شده را بخوریم!
بهتر نیست، بلند بشیم و برای شاد بودنمون تلاش کنیم؟؟
وقتی به اتفاقای زندگی نگاه می کنم ،میبینم چقدر عمر کوتاهه،چقدر حیفه که قدرشو ندونیم .چقدر حیفه که توی جامعه ای که خیلی از آدما بخاطر شرایط سخت زندگی عصبی هستن،ماهم دنبال فرصت برای زخم زبون زدن وکنایه به همدیگه باشیم!
چرا اونقدر فاصله واسمون لذت بخش شده؟!چرا واسمون سخت شده که خوبیای همدیگه را بهم یادآوری کنیم؟
چیشده که دلامون داره رنگ سیاهی میگیره؟؟
بیایم از خودمون شروع کنیم،همیشه که نباید مرگ ما را یاد زندگی بندازه،یاد عزیز بودن وخوب بودن آدما ...
همیشه که نباید این تفکر باشه که رفتن آدما را عزیز میکنه!
بیایم از صمیم قلب به این باور برسیم،که عمر کوتاه ما آدما ارزش اینهمه تاریکی و سخت گرفتن را نداره.
بیایم از همین ثانیه ،دل خودمون وعزیزانمون شاد کنیم.خوبی های آدمارا بهشون بگیم .
یادمون باشه ،زندگی هنوز قشنگی هاشو داره.
برچسب:
نویسنده: هستی قنبریپور