خرید بک لینک

«هجدهم» شد ، قلبِ من حتی تکانی هم نخورد

چشم دارم بر شب قَدْرَٺ،«علی جان» رحمتی

+ خیلی زود به شب های قدر داریم نزدیک میشیم

+الان یادداشت میکنم به وقت سحر ،هجدهمین سحر

+تقریبا تولدم نزدیکه و معرفت دوست دوران دبیرستانم با وجود اینکه الان یه مادره و دغدغه های خودش داره ،خوشحالم کرد چند روزی در محاسبه تولدم پیشی گرفت و حساب کتابش درست نبود اما واسه من کلی ارزش داشت تبریکش

+ختم قرآنی که ماه رمضان هرسال میخونم امسال یه مقدار عقب هستم و باید جبران کنم

+شب نوزدهم یهویی چند روز پیش نذر کردم موقع که با مامان میریم امامزاده واسه مراسم احیا ،نذری بدم (نون پنیر)فردا درواقع ظهر امروز باید بابا واسم نان باگت کوچیک پنیر و خیار بخره و آماده کنم

+افطار ۲۲ خرداد ماه من درست کردم واسه مامان بابا :)

+التماس دعا

برچسب: نویسنده: هستی قنبری‌پور تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 15:51

صفحه بندی