توی زندگی برای هیچ آزمونی اینقدر مطالعه نداشتم که الان...
واقعا نمیتونم یا بهتر اینجور بگم یه مدتِ واسه همه موضوعات زندگی سعی میکنم پیش بینی نکنم.
به قول دوستم روز های آخر فارغ شدن از آزمون.
به قول خودم وکالت رویایِ من نیست هدف منه، هدفی که از دوران راهنمایی انتخاب شد و واسه رسیدن به این هدف تلاشم ادامه داره.
+داداشی تصمیم داره دوروزه بِره سفر و میگه ماهم بریم اما مامان و بابا بخاطر من نمیرن البته من به مامان گفتم مشکلی نیستش من میرم خونه خواهری اما مامان و بابا گفتن نه اصلا عجله ای نیست واسه مسافرت رفتن.
+فندق و پسته بی نهایت شیرین زبون شدن .بافندق بازی میکردم بهش گفتم من کوچولو بودم با مامانت نقش معلم و شاگرد داشتیم و باهم بازی میکردیم بعدش فندق میگه:خااااااله وقتی دوباره کوچولو شدی بیا با من بازی کن.
بهش میگم عزیزم من الانم باهات دارم بازی میکنم.
میگه:نه کوچولو شدی
میگم من دیگه کوچولو نمیشم
بعدش میگه خاله توکوچولو بودی من کجا بودم؟؟؟
منم فقط میخندم و و بیاد حرف استادم میوفتم که وقتی میخواست از متون قدیمی بگه که زمانی که ما در تایم زندگی ما نبود.
می گفت این موضوع واسه زمانیه که شماها درعالم معنا بودین و معدوم بودین
(استاد اصول فقه،)
(واسه حقوق چندواحدی باید اصول فقه گذروند)
بعد به فندق گفتم خاله دررعالم معنا بودی و فقط خندیدم
مامانم که متوجه حرف من و فندق میشه میخنده .
فندق بهم میگه خاله دوست دارم قد یه دنیا
منم میگم بهش خاله منم دوست دارم قد یه دنیا.
اما پسته:
میگه عمه بیا با من بازی
باهاش مشغول بازی میشم .فندق و پسته تفاوت های زیادی باهم دارن پسته احساسش مثل فندق ابراز نمیده و غیر مستقیم میگه.
مثلا میگه عمه خسته ای درس خوندی؟
یا اینکه میگه عمه صدای بازی من تورو اذیت نمیکنه درس داری؟؟
+بخشی از شیرین زبونی آجیل های زندگی من.
+شاید زمانی که عمه نبودم باوجود اینکه عمه هام رو دوست دارم اما ازاینکه عمه بشم حس خنثی داشتم اما الان عمه بودن بینظیره
و همینطور خاله بودن.
خوشحالم که عمه ووخاله هستم.
+کامنت ها رو به زودی تاییدمیکنم
+این روزا منو ببخشید واسه آزمون کمتر میام وب.
برچسب:
نویسنده: هستی قنبریپور