نمیدونم چرا اخر سالی اینجور میشه ،فوت شوهر خاله و خبر تلخ امروز
خواب بودم که تلفن زنگ خورد و مامان بیرون بود و خودم تلفن جواب دادم ،خاله ام بود سلام و احوال پرسی
چند روز قبل میدونستم نوه خاله ام که ده ماهشه سرما خوردگی انفولانزا گرفته بود و ریه اش عفونت کرده بود و بیمارستان بستری بود
البته نوه این خاله ام که زنگ زده بود نه ؛خاله بزرگم
بعد اتفاقی از خاله سراغ همون نوه خاله ام پرسیدم که......
کاش دروغ بود ،همش ده ماهش بود ،یه فرشته کوچواو چشم آبی سفید ،دیشب فوت کرد
تلفن به دست میخکوب شدم
حالم خوب نیست همین
برچسب:
نویسنده: هستی قنبریپور