فکر نمیکردم از اون موقع به من علاقه داشته باشه.
گفت برق نگاهتون بهمگفت این آسمونیه
معصومیت و پاکی رو دیدم و وقتی بیشتر شناختمون دیدم صحت داره
میگفت داخل کلاس هر چند ثانیه توجه اش به من بوده به حدی که دوسش متوجه شده
و من اصلا فکر نمی کردم و متوجه نگاه ها نبودم
ازم خواستگاری کرد
و من شوکم و باید فکر کنم
فاصله شهری و فرهنگی بینمون زیاده
من چقدر سخته واسم جواب دادن
واقعا سخته واسم فکر کردن
برچسب:
نویسنده: هستی قنبریپور