خرید بک لینک

بعدظهر با مامان رفتم آرایشگاه و خرید .وقتی رسیدیم خونه ساعت ۷  بود .من نمازم خوندم و آماده شدم.

تصمیم گرفتم تیپ زرشکی و مشکی بزنم .

شال زمستونی و بافت زرشکی ،شلوار و کفش مشکی و یه پالتو چرم البته وقتی وارد رستوران شدم پالتو رو در آوردم .

سالن رزرو بود و جز خانواده خودمون و شوهرخواهری کسی نبود.

فندق خیلی ذوق موتور را کرد همینطور پسته و  خیلی خوب سوار شدن و موتور سواری میکردن .مامان هم فقط آروم قربون ،صدقه این دو آجیل دوست داشتنی میرفت.

فندق واقعا بزرگتررشده ، حس می کردم چهره اش عوض شده ،بخاطره تغیید مدل موهاش رفت بودآرایشگاه و موهاش سشوار کشید بود ،پیراهن لی با خط های قهوه ای ،شلوار قهوه ای و کتونی قهوه ای ، برخلاف تولد دوسال قبل که پاپیون داشت امسال تیپ اسپرت بود،پسته هم کت  اسپرت و شلوار، خدای من ،عاشقشونم .

شب خوبی بود و خوش گذشت .

+فصل اخر پایان نامه کامل نشد :(

+دوباره باشگاه نرفتم

+ساعت ۳ صبحه و من خوابم نمی بره


برچسب: نویسنده: هستی قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 4:25

صفحه بندی