خرید بک لینک

حقیقت واقعا تلخه ،دوست داری ازش فرار کنی اما درست مثل سایه دنبالته.حقیقت ها اما نمی خوای باورش کنی.این روزها مدام آرشیو عکس ها رو تماشا می کنم و غرق میشم در گذشته و گاهی دلم میگیره.

گاهی دلم تنگ میشه واسه روزهای قبل که تبدیل شده به یک خاطره ،دوست ندارم فراموشم بشه.

پسته و فندق شارژ من هستن و واقعا چه خوب که هستن.

پنج شنبه شب ،پسته و داداشی و خانومش ،خونمون بودن.من توی اتاقم بودم و طبق معمول مشغول تایپ که پسته اومد کنارم و گفت:عمه،عاشقتم .دوستت دارم.منم بغلش کردم بوسیدمش و گفتم منم عاشقتم و دوستت دارم.ورفتم بازی کنم باهاش و این بازی از ساعت 11شب تا 2صبح ادامه داشت.خخخخ

اصرار داشت من برم خونه  داداشی و باز با پسته بازی کنم اما خوب با مذاکرات به سبک پسته قانع شد.عاشقشم ،داشت میرفت خونشون با دادشی و خانومش از پله ها برگشته و میگه عمه من بوست نکردم و اومد بوسم کرد.فرشته کوچولو دوست داشتنی من.

ظهر جمعه پسته بهم تلفن زده که بیا دنبالم می خواد بیام خونتون و من هم رفتم دنبال پسته و کاراها و برنامه ریزی من به کل عوض شد.برای ناهار خانم داداشم اومد دنبال پسته و پسته هم من رو دعوت می کرد خونشون خخخخ

همون موقع فندق زنگ زده میگه خاله،میخوام بیام خونتون .خخخخخخ من هم بهش گفتم بیا خونمون اما پسته من رو دعوت کرد خونشون و ناهار خونه داداشی بودم و رفتم خونه داداشی.

پسته موقع ناهار میگفت عمه بیا کنار من بشین.دو ساعتی باهاش بازی کردم ومیخواستم برم خونه اما گریه میکرد و می گفت عمه نروووووو

تا اینکه خوابش برد و من رفتم خونه و وقتی رفتم خونه خودمون ،فندق میخواست بره خونشون ،شوهر خواهری اومده بود دنبال فندق ،فندق رو بغل کردم و بوسش کردم وبهش گفتم خاله نمی مونی پیشم ؟،گقت :خاله من بودم شما نبودی.بابام اومده  میخوام برم.

ومن هم شروع کردم به تایپ.

+آهنگ های جدید حامد همایون عالی .من به شخصه همه ترانه هاش دوست دارم.

+فعلا باشگاه نمیرم چون پایان نامه خیلی کند پیش میره ومن زمانم کمه و پایان نامه واسم مهمتره.

+دلم تنگه...

برچسب: نویسنده: هستی قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 4:25

صفحه بندی