خرید بک لینک

من از باشگاه اومده ،خسته اما سعی مکنم باانرژی دوباره شروع کنم پایان نامه نویسی رو.

همیشه به نوعی البته با فاصله گاها اما ورزش  میکردم اما خوب گهگاهی  تایمی هم فاصله  و تنبلی وجود داشت

از قبل آزمون من تصمیم به رفتن به باشگاه داشتم با خواهری و امروز استارت ورزش زده شد

بدنسازی با دستگاه

مربی به من گفت برای فیتنس اومدیم  من هم تاکید کردم البته بیشتر برای سلامتی

دوست ندارم مثل اقایون عضله بشه بدنم اصلا دوست ندارم فقط واقعا واسه بحث فیتنس و سلامتی

خیلی خوب بود ،وقع وزنه برداری حس مسابقات المپیک داشتم خخخخخ

الانم تمام بدنم درد میکنه با وجود اینکه بلافاصله بعد از باشگاه دوش آب گرم هم گرفتم.

حس خوبی بود درکل

صبح با خواهری رفتم خرید  واسه پسر کوچولو دوستم

فردا ناهار خونه دوست قدیمی دبیرستانم دعوتم

خیلی وقت پیش تصمیم داشتم به دوستم سر بزنم بخاطر زایمانش و الان فکرش کنید پسرش نزدیک 2سالشه ومن نرفتم خخخخ

واقع موقعیت پیش نمیومد و بلاخره طلسم شکست شده و فردا خونه دوستم میرم.

من چی بپوشم حالا؟؟؟!!! خخخخخخخخ


+16آذر یه دوست قدیمی دوران کارشناسی بهم زنگ زد من شمارش گم کرده بودم خیلی خیلی خوشحال شدم از هم صحبتی با دوستم هرچند بیشتر واسه راهنمایی ازم من برای شرکت در آزمون بود اما بازم حس خوبی بود .

+امیدوارم پایان نامه نویسی هم به خوبی سپری بشه

+معلم ادبیات دوران مدرسه ام و دوست دوران راهنمای هم باشگاهی که من هستم بودن و دیدن دوباره دوست قدیمی ومعلم بهم  تاکید کرد که دنیا واقعا کوچیکه.



برچسب: نویسنده: هستی قنبری‌پور تاريخ: شنبه 20 آذر 1395 ساعت: 4:34

صفحه بندی